عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

353

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

سياه باشد امّا سايهء سنگ سياه‌تر ، و اين بدان سبب است كه سنگ توپر است بدون هيچ روزنه و شكافى . شاعر گفته : كأنّما وجهك ظلّ من حجر يعنى : پندارى كه روى تو سايهء سنگ است . ظلّ الرّمح . در درازى به سايهء نيزه مثل زنند . ابن الطثريّه گفته : و يوم كظلّ الرّمح قصّر طوله * دم الدّنّ عنّا و اصطفاق المزاهر يعنى : چه روزهاى بلند چون سايهء نيزه كه درازى آن را شراب سرخ و نواى تارهاى عود و بربط كوتاه مىكرد . جاحظ گفته در عبارت : « منينا بيوم كظلّ الرّمح » يعنى : به روزى چون سايهء نيزه گرفتار آمديم ، تنها بلندى منظور نيست بلكه افزون بر بلندى ، سختى و تنگى نيز اراده شده است . ظلّ السّيف . در خبر آمده : « لا تتمنّوا لقاء العدوّ و اسألوا اللّه العافية فإذا لقيتموهم فاصبروا ، و اعلموا انّ الجنّة تحت ظلال السيّوف » . شاعر نيز گفته : العزّ تحت ظلال السّيف مطلبه * فلا يفوتنك عزّ آخر الأبد يعنى : شرف و بزرگوارى را بايد در زير سايهء شمشير جست ، مبادا كه در آخرت شرف [ نعمت بهشت ] از تو فوت گردد . ظلّ الشّيطان . عرب به آدم خود بزرگ بين درشت اندام زفت « سايهء شيطان » گويد . حجّاج به محمد بن سعد بن ابى وقّاص گفت : تو اى سايهء شيطان در ميان ما بيش از همه خودخواه هستى ، چون اذان گوى فلان گشتى . ظلّ طوبى . بهترين شعر در اين باره كه قصّاصان روى منبر خوانده‌اند گفتهء محمود ورّاق است كه به غير او نيز نسبت داده‌اند ، و آن شعر اين است : من يشترى قبّة فى الخلد عالية * فى ظلّ طوبى رفيعات مبانيها دلّالها المصطفى و اللّه بائعها * ممّن أراد و جبريل مناديها يعنى : چه كسى مىخواهد كاخى و گنبدى بلند - با پايه‌هاى استوار - در بهشت